ده روش تشخیص شبه دانش از دانش
امروزه شبه دانش تنها موضوعی آکادمیک نیست بلکه به دلیل اقبال عمومی به دانش، همه سعی می کنند ادعاهایشان را شبیه به علم ارایه بدهند. دست بند های انرژی، شامپو هایی که با آمینو اسید، موهای شما را زیبا می کنند از این نمونه هایند. مدعیان شبه دانش معمولا ادعاهایشان را بر پایه هسته ای از حقیقت بنا می کنند ولی آن را مجموعه ای ادعای غیر قابل رد کردن می پیچند. اما بعضی اوقات همین زحمت را هم به خودشان نمی دهند و تلاش می کنند تنها به رویاباوری انسان ها تکیه بکنند. همه دوست دارند کرمی وجود داشت که چربی های ما را آب می کرد ولی واقعا چقدر شانس ش هست که چنین چیزی در قوطی عطاری ها پیدا بشود؟ علاقه مندان به علم می بایست عیاری داشته باشند که ادعاهای مختلف را برای علمی بودن بسنجند. این لیستی از این ادعاهاست:
۱. منبع ادعا چیست؟
کسی که ادعا ها را مطرح می کند کیست؟ آیا یک فرد است که تلاش می کند به نظر دانشمند برسد؟ آیا ارجاعات به مجلات و روزنامه هاست تا موضوع به نظر علمی بیاید؟

۲.هدف چیست؟
غرض نویسنده بسیار مهم است.در یک مقاله علمی همیشه به کسی که سرمایه را تامین کرده برای تحقیق توجه کنید. در یک مطلب غیرعلمی، همیشه بدبین باشید. مدعی چه می گوید؟ آیا می خواهد شما را قانع کند که شما عیبی دارید که خودتان از آن خبر نداشته اید وحالا بایستی محصولی را بخرید که آن نقص را برطرف می کند؟

۳. از چه زبانی استفاده می شود؟
آیا ادعا ها بار عاطفی فراوان دارند؟زیاد در تبلیغ از علامت سئوال استفاده شده؟ کلمات تکنیکی استفاده کرده اند تا بتوانند دیگران را مرعوب کنند؟ وقتی کسی نمی تواند چیزی را به زبان ساده توضیح بدهد معلوم است که آن را خوب نفهمیده. وقتی افراد از کلمات تخصصی استفاده می کنند و حاضر نیستند توضیح بدهند، مراقب باشید چون ممکن است که خودشان هم نفمیده اند.

۴. آیا از نظرات دیگران حرف به میان می آید؟
اگر در ادعا به جای تکیه به آزمایش علمی، به حرف مصرف کنندگان تکیه می شود، خیلی خیلی مراقب باشید. هر کسی می تواند یک نظر درباره یک محصول داشته باشد. این به معنای آن نیست که نظرش درست است.

۵.خیلی مراقب ادعای انحصاری بودن باشید.
در طول تاریخ، دست آورد های پزشکی محصول تلاش های میلیون ها نفر بوده است. درواقع هیچ درمانی وجود ندارد که اختراع یک شخص خاص باشد. وقتی کسی می گوید یک راه درمانی اختصاصی پیدا کرده که به فکر هیچ کسی نرسیده به شدت بدبین باشید. به شدت مراقب باشید وقتی کسی می گوید یک فرمول مخصوص دارد یا روش درمانی ش اختصاصی است.

۶.آیا تئوری توطئه مطرح می شود؟
 وقتی می گویند «دکتر ها نمی خواهند شما این را بدانید» یا «دولت سالها در تلاش بوده تا این موضوع را مخفی نگاه دارد» بایستی به شدت مشکوک بود. دکتر ها، یک انجمن مخفی نیستند که تصمیمات شان را یک کمیته مرکزی بگیرد و همه هم و غم شان پنهان کردن چیزها از شما باشد. دولت ها اکثرا نمی توانند موضوعات را از شهروندان پنهان نگاه دارند.

۷. آیا ادعا می شود که بیماری های متنوع را درمان می کنند؟
ادعای اینکه یک واکسن، ارگان های متفاوتی را آسیب می زند یا اینکه یک درمان برای بیماری های متفاوتی خوب است عموما دروغ است.

۸. آیا پای پول یا باور احساسی در میان است؟
کسانی که کمترین سود را از نتایج تحقیق می برند، پژوهشگران علوم پایه هستند. کسانی که بیشترین سود مالی را می برند کسانی که به درمان می رسند، یا یک اختراع را ثبت می کنند هستند. همیشه مراقب کسی که سود مالی ش در میان است باشید. موضوع دیگری که بسیار دچار بدفهمی شده است این است که افراد فکر می کنند تنها سود مالی مهم است ولی کسی که درباره یک چیزی زیادی احساساتی می شود هم مراقب باشید. در مقالات علمی، همیشه ایراد یاب تان را روشن نگاه دارید. اگر بایاس هستید و نمی توانید یک جهت گیری را به خوبی تشخیص بدهید، بهترین کار این است که از فرد دیگری بخواهید ادعاها را بررسی کند.

۹.آیا متد علمی، واقعا در بررسی استفاده شده؟
درمان های نوین معمولا پیش از اینکه توسط عموم افراد مورد استفاده قرار بگیرند مراحل متنوعی را طی می کنند. این مراحل شامل استفاده از تحقیقات سلولی. تحقیق بروی حیوانات.تحقیق بروی بیماران در گروه محدود.و انتشار نتایج در هر مرحله و بررسی نتایج توسط گروه متخصصین همان رشته در هر مرحله است.آیا نتایج این تحقیقا ادعایی در مجله ای که توسط متخصصین دیگر بررسی می شود به انتشار رسیده یا اینکه تنها ادعا می شود نتایج انقلابی به دست آمده؟

۱۰. آیا تخصص ملاک بوده؟
 شما هر چه از متخصصین ، یا رژیم مستقر متنفر باشید حقیقت این است که کسی که جلوی اسم ش یک «دکتر» یا «پی اچ دی» دارد بیست و چهار سال درس خوانده و بنابرایندرباره مسایلی که درباره شان اظهار نظر می کند به صورت روزانه فکر کرده. اگر در زمینه مورد ادعا متخصصین دیگری هستند حتما به آنها رجوع کنید. اکثر این افراد برای پول به این کار روی نیاورده اند، بلکه بر عکس علی رغم دستمزد پایین فعالیت می کنند. اینکه من یک «دکترا» در یک زمینه داشته باشم به این معنا نیست که در همه زمینه ها نظرم صائب است. دکترای من در بیولوژی من را صاحب نظر در مکانیک نمی کند.

هیچ ضرری در بدبینی نیست ولی هیچ اشکالی هم ندارد که قبول بکنیم، دانش اندک درباره چیزی می تواند خطرناک باشد. اصل همیشگی اما،این است که همواره مسیر پول را دنبال کنید.

بوی بد دهان

متهم پس از حضور در جایگاه در تشریح ماجرا گفت: با پیشنهاد مادرم به دیدن فاطمه رفتم و در روز نخست وی را پسندیدم تا اینکه عقد کردیم، وقتی برای نخستین‌بار با هم تنها شدیم ساعتی بعد از عقدمان بود که متوجه بوی بد دهان فاطمه شدم. همان لحظه احساس کردم با دختری شلخته ازدواج کرده‌ام و تا آخر عمر باید بدبختی بکشم. شب پاگشا از خانه بیرون رفتم. وقتی سر کوچه رسیدم چاقو فروشی را دیدم؛ یک چاقو خریدم و بازگشتم. داخل خانه که شدم همه خندان روی مبلها نشسته بودند. بدون اینکه حرفی بزنم سراغ فاطمه رفتم و با چاقو به وی ضربه زدم.

مربوط به طلاق

ر نیکان originally shared this post:
از متن:
من دو سه مورد طلاق دیده‌ام که زن زیر بار روابط ضربدری نرفته است. این آدم‌ها افراد نخبه‌ای هستند و اگر نام ببرم شما آن‌ها را می‌شناسید که زن این آدم به دلیل اینکه نمی‌خواست روابط ضربدری داشته باشد طلاق گرفته است.
ابراهیم فیاض از استادان محافظه‌کار دانشگاه تهران با انتقاد از «تحقیر» علوم انسانی در جمهوری اسلامی٬ نسبت به افزایش «ناهنجاری‌های» اجتماعی در ایران هشدار داد. 
آقای فیاض در گفتگو با «خبرگزاری دانشجو» این مطالب را بیان کرده و افزوده است: «نُرم خودکشی و افسردگی و بیماری دیابت عصبی در جامعه ما بسیار بالاست و این نشان می‌دهد که ما دچار بحران شده‌ایم.»
 مهمترین گزار‌ه‌های این گفتگو به این شرح است:
● در تلویزیون خانم‌های بازیگر جوانی حضور دارند که آرایش بسیاری دارند و بدنسازی می‌کنند الگوی زنان قرار می‌گیرند.

● من اخیرا در یک جشنواره با این افراد {بازیگران زن} حضور داشتم و می‌دیدم که چقدر ظاهر و تناسب اندام خود را رعایت می‌کنند زیرا بدن آن‌ها پول و آینده آنهاست.

● در اروپا هم در سن ۳۰ سالگی زن از بورس می‌افتد و بلافاصله دوست پسرهای آن دختر‌ها دنبال زن جوان‌تر می‌روند و این زنان دچار افسردگی می‌شوند.

● الان ملاک‌ها، غربی شده و مردم زود طلاق می‌گیرند و به سمت روابط جنسی آزاد روی می‌آورند. حتی داخل خانواده هم شاهد روابط جنسی آزاد هستیم و روابط جنسی ضربدری به شدت در حال رشد است و این مساله بخصوص در میان جوانان تحصیل‌کرده مطرح شده است.

● من دو سه مورد طلاق دیده‌ام که زن زیر بار روابط ضربدری نرفته است. این آدم‌ها افراد نخبه‌ای هستند و اگر نام ببرم شما آن‌ها را می‌شناسید که زن این آدم به دلیل اینکه نمی‌خواست روابط ضربدری داشته باشد طلاق گرفته است.

● نُرم خودکشی و افسردگی و بیماری دیابت عصبی در جامعه ما بسیار بالاست و این نشان می‌دهد که ما دچار بحران شده‌ایم. علوم انسانی از غرب وارد کشور ما شد آن هم بدون هیچ گونه تعاملی.

● اکنون خوشگذرانی‌های مقطعی نسبت به خوشگذرانی‌های خانوادگی ترجیح داده شده است. همین صداوسیماست که فیلم‌های ضد خانواده می‌سازد. یعنی خود صداوسیما که شعور و مغز ندارد این کار را انجام می‌دهد.

● در یک برنامه رادیویی که صحبت می‌کردم یک خانم وکیل گفت که الآن ۸۰ - ۹۰ درصد تقاضاهای طلاق از جانب خانم‌هاست و بیشتر خانواده‌ها از جانب زنان در حال پاشیده شدن است، چرا؟ زیرا حق طلاق را به زنان دادیم در حالی که متأسفانه در اسلام حکم اولیه‌اش این نبود.

● کسی که طلاق می‌گیرد اگر زن باشد در این جامعه خود به خود فاحشه می‌شود، برای این‌که خود را تأمین کند. کسی که طلاق گرفته، با بارهای جنسی، روانی و عاطفی خود و همچنین موقعیت اجتماعی در محل کارش مواجه است.

● کار صدا و سیما هنوز رضاشاهی است. مثل سریال‌هایی که می‌گویند خانواده نباشد و روابط جنسی آزاد باشد. چرا آمار اعتیاد و افسردگی در کشور بالاست؟ برای این‌که خانواده در جامعه قوی نیست.

● اگر علوم انسانی جلو می‌آمد وضعیت ما این نبود. وقتی علوم انسانی را تحقیر می‌کنید و می‌گویید که پول در آن نیست دیگر افراد با استعداد خوب در آن وارد نمی‌شوند.
http://bit.ly/RdugE7
Collapse this post